زندگی نامه آدولف هیتلر

بروزرسانی شده در ۰۷ خرداد ۱۳۹۹
زندگی نامه آدولف هیتلر
زمان مطالعه : 9 دقیقه 577 بازدید 0 نظر

آدولف هیتلر متولد ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ و رهبر حزب ناسیونال‌سوسیالیست کارگران آلمان (حزب نازی) بود.

آدولف هیتلر (Adolf Hitler) حدود ساعت ۰۶:۳۰ بعد از ظهر۲۰ آوریل ۱۸۸۹ در براون آئو-ام-این، شهری کوچک در نزدیکی لینتز در ایالت اتریش شمالی، بین مرز اتریش و آلمان زاده شد. پدر او آلویس هیتلر ( ۱۸۳۷ – ۱۹۰۳)، یک کارمند پائین رتبه گمرک بود.
مادر هیتلر، کلارا هیتلر (زادهٔ پولزل)، دومین دختر عموی آلویس بود. او شش بچه به دنیا آورد. فقط آدولف و خواهر کوچکش پاولا زنده ماندند.

آلویس هیتلر کارمند اداره گمرک بود و به همین جهت دوست داشت که پسرش نیز راه او را ادامه دهد وکارمند شود. از این رو با آنکه درآن زمان در وضعیت مالی بدی قرار داشت پسرش را برای تحصیل به مدرسه فرستاد اما آدولف نمی خواست کارمند شود؛ او کارمند شدن را همتراز اسارت می دانست و از اینکه بله قربان گوی کس دیگری باشد متنفر بود. به همین جهت با آنکه پدرش سخت مخالف بود به هنر نقاشی روی آورد.

هیتلر ۳ ساله بود که خانواده او به  جنوب آلمان مهاجرت کردند. برادر او ادموند بر اثر بیماری سرخک در ۲ فوریه ۱۹۰۰ درگذشت و این اتفاق تأثیری دائمی در هیتلر ایجاد کرد. پدر آدولف در ۳ ژانویه ۱۹۰۳ درگذشت.

از سال ۱۹۰۵ به بعد هیتلر در یک پرورشگاه یتیمان بوهامایی زندگی می‌کرد و مادرش را تحت حمایت خود داشت.

مادر هیتلر در ۲۱ دسامبر ۱۹۰۷ با یک مرگ دردناک بر اثر سرطان سینه در سن ۴۷ سالگی فوت کرد. هیتلر تمامی سهمش از ارث پدری خود را به خواهرش پاولا هیتلر واگذار کرد، آدولف در ۲۱ سالگی وارث ثروت یکی از عمه (خاله)هایش شد. او به عنوان یک نقاش در وین مشغول کار شد.

 وی دو بار از موسسهٔ هنرهای زیبای وین (۱۹۰۷-۱۹۰۸) به خاطر عدم صلاحیت در نقاشی مطرود شد و بنا به سفارش رئیس آموزشگاه متقاعد شد که مسیر تحصیلیش را تغییر دهد.

آدولف در سال ۱۹۰۹ به دنبال سرپناهی می‌گشت و در سال ۱۹۱۰ در خانه‌ای که برای کارگران فقیر در نظر گرفته شده بود سکنی گزید.

او در سال ۱۹۱۴ و با آغاز جنگ جهانی اول برای لشکر باواریا داوطلب شد و به جبهه اعزام شد و رشادتهای زیادی از خود نشان داد تا آنجا که به مدال شجاعت نائل شد. اگر چه خدمت هیتلر قابل تقدیر بود ولی به خاطر این که تابعت آلمانی او مفقود شده بود هرگز به بالاتر از سرجوخه ترفیع پیدا نکرد.

او به خاطر مصدومیت حمله شیمیایی به وسیله گاز خردل در بیمارستان صحرایی بستری بود و به‌طور موقّت دچار نابینایی شده بود که خبر شکست آلمان را به گوشش رساندند. این خبرتلخ او را دچار شوک کرد؛ هیتلر سیاستمداران را مسببین اصلی  این شکست می دانست و به همین جهت بود که نسبت به حکومتی که آنان بنام جمهوری وایمار تشکیل دادند هیچگاه خوشبین نبود.

هیتلر در سال ۱۹۱۹ به حزب کارگران که بعدها حزب ناسیونال سوسیالیسم آلمان نامیده شد، پیوست و پس از آن نامش را به «NSDAP» یا به‌طور خلاصه «نازی» تغییر داد. هیتلر پرچم حزب نازی را طراحی کرد و نماد اِسواستیکا (صلیب شکسته) را به خود اختصاص داد و آن را در یک دایره‌ی سفید روی زمینه قرمز گذاشت و در سال ۱۹۲۱ رئیس حزب شد.

در هشتم نوامبر سال ۱۹۲۳، هیتلر و سازمانش به یک گردهمایی عمومی با حضور نخست وزیر در مونیخ حمله کردند. هیتلر اعلام کرد که انقلاب ملی آغاز شده و ادعای تشکیل یک دولت جدید را اعلام کرد. بعد از یک درگیری کوتاه که به مرگ و میر زیادی منجر شد، این کودتا شکست خورد؛ هیتلر بازداشت و به خاطر خیانتی که به کشور کرد به ۹ ماه حبس محکوم شد.

کتاب هیتلر

هیتلر در دوره حبس قسمت اعظم اولین جلد از کتاب زندگینامه‌ و بیانیه سیاسی‌اش به نام ماین کامپف (Mein Kampf) یا «نبرد من» را نوشت. اولین جلد این کتاب در سال ۱۹۲۵ منتشر شد و جلد دومش نیز در سال ۱۹۲۷ بیرون آمد. این دو جلد خلاصه و سپس به ۱۱ زبان ترجمه شد و تا سال ۱۹۳۹ بیش از پنج میلیون نسخه فروش داشت.

در جلد اول، هیتلر جهان بینی ضد یهودی و تعصب آریایی خود را در کنار احساس خیانتی که از نتیجه جنگ جهانی اول داشت، منتشر کرد و مخاطب را به انتقام‌گیری از فرانسه و توسعه سرزمین تا روسیه تحریک می‌کرد.

جلد دوم نیز نقشه او برای به‌دست آوردن و حفظ قدرت را توضیح می‌داد.

 هیتلر در قدرت

سال ۱۹۳۲ هیتلر برای ریاست جمهوری در برابر پل فون هیندن برگ به رقابت پرداخت. او در هر دو دور انتخابات دوم شد و در دور نهایی بیش از ۳۶ درصد آرا را به خود اختصاص داد. نتایج این انتخابات هیتلر را به یک نیروی سیاسی قوی در آلمان تبدیل کرد. هیندن برگ با بی‌میلی قبول کرد هیتلر را به عنوان صدر اعظم منصوب کند تا تعادل سیاسی در کشور برقرار شود.

هیتلر از موقعیت خود به عنوان صدر اعظم استفاده کرد تا یک دیکتاتوری قانونی به وجود بیاورد و اقدام به یک سرکوب سیستماتیک در برابر مخالفان سیاسی کرد.

در فاصله ۳۰ ژوئن تا دوم ژوئیه سال ۱۹۳۴، مجموعه‌ای از جنایات اتفاق افتادند که در آن روم (Rohm) یکی از رقبای هیتلر به همراه سایر رهبران نازی و تعدادی از دشمنان سیاسی هیتلر در نقاط مختلف آلمان به قتل رسیدند.

گیاهخواری هیتلر

محدودیت‌های غذایی انتخابی هیتلر شامل ممنوعیت الکل و گوشت بود. این تعصب او با باورش نسبت به برتری نژاد آریایی تقویت می‌شد و او آلمانی‌ها را تشویق به پاک نگه داشتن بدنشان از چیزهای ناپاک می‌کرد.

او حتی یک کمپین ضد سیگار هم در سرتاسر کشور به راه انداخت.

هیتلر علیه یهودیان

از سال ۱۹۳۳ تا آغاز جنگ در سال ۱۹۳۹، هیتلر و رژیم نازی‌اش صدها قانون و مقررات برای محدود کردن و حذف یهودیان از اجتماع تصویب کردند. از جمله این اقدامات تحریم کسب و کارهای یهودی، محروم کردن آنان از خدمات دولتی، محرومیت دانشجویان و دانش آموزان ی و محدودیت کار ی در حرفه‌های پزشکی و قانونی بود. همچنین مدرک مشاوران مالیاتی یهودی نیز باطل شد و بازیگران یهودی دیگر حق حضور در فیلم و تئاتر را نداشتند.

در ۱۵ سپتامبر سال ۱۹۳۵، قوانین نورمبرگ (Nuremberg) معرفی شدند. در این قانون عنوان شده بود هر کسی که سه تا چهار نسل قبلش یهودی باشد یهودی به حساب می‌آید، ولو اینکه فرد خود را غیریهودی یا از مذهبی دیگر بداند. این قوانین همچنین شامل «قانون حفاظت از خون آلمانی و افتخار آلمانی» نیز می‌شد که ازدواج بین یک آلمانی یهودی و غیر یهودی را ممنوع اعلام می‌کرد. قانون شهروندی «رایش» نیز تمام غیر آریایی‌ها را از مزایای شهروندی آلمان محروم می‌کرد.

هیتلر و معلولین

سیاست‌های اصلاح نژادی هیتلر کودکان دارای معلولیت فیزیکی و ذهنی را هدف گرفت و سپس به سراغ کشتار سریع بزرگسالان معلول نیز رفت.

مرگ هیتلر

هیتلر در اوایل سال ۱۹۴۵فهمید که آلمان به زودی جنگ را می‌بازد. شوروی توانسته بود نیروهای آلمان را به اروپا غربی هدایت کند و متحدان از سمت غرب به سمت آلمان پیشروی می‌کردند. در نیمه شب ۲۹ آوریل، هیتلر با اوا براون (Eva Braun) ازدواج کرد. در همین زمان او از اعدام دیکتاتور ایتالیایی «موسولینی» با خبر شد. او که از افتادن به دست ارتش دشمن می‌ترسید روز بعد از ازدواجش با براون خودکشی کرد.

پیکر هر دوی آن‌ها را سوزاندند.

فرزندان هیتلر

با اینکه می‌دانیم هیتلر زمانی که خودکشی کرد، هیچ فرزندی نداشت، اما برخی می‌گویند ممکن است او یک فرزند نامشروع داشته باشد. در زمان جنگ جهانی اطرافیان او این احتمال را اعلام کرده‌اند که هیتلر با زنی در ارتباط بوده است، اما این ادعا هرگز ثابت نشد و آن زن هم پیش از اینکه حقیقت را بگوید از دنیا رفت.

 

زنان پیشمرگ هیتلر

تا سال ۲۰۱۳ نمی‌دانستند که حدود پانزده زن جوان کارشان این بوده است که غذای پیشوا را بچشند تا مسموم نباشد.

نیروهای اس‌اس غذا را سرو می‌کردند، یک ساعت صبر می‌کردند ببینند دخترها می‌میرند یا نه، اگر نمی‌مردند، غذا را برای هیتلر می‌بردند اما در میان وعده‌های غذایی، این دختران جوان کاری نداشتند جز آنکه بنشیند و منتظر شوند که می‌میرند یا نمی‌میرند. ماجرای این زنان جوان در سال ۲۰۱۳ زمانی که مارگوت وولک، ۹۵ ساله در باره شغل سابق خود با مجله اشپیگل آلمان مصاحبه کرد، علنی شد.

با عضویت در خبرنامه می توانید از جدیدترین مقالات، اخبار و تخفیف های ویژه در ایمیل خود با خبر شوید...